خواجه نصير الدين الطوسي
34
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
و حسّ كمال يابد و قامت راستى پذيرد و اعضا قوى شود و مفاصل سخت گردد و حركت او متواتر شود و حسّ تنگى مكان خود بيابد و قصد آن [ 30 ] كند كه بيرون شود ، و اگر در اين ماه بيرون آيد بزيد و خلقت پذيرد و تمام خلقت بود ، و ماه هشتم باز تدبير بزحل آمده باشد و درو چنين گرانى و سكون پيدا شود كه اگر در اين ماه بيرون آيد نبزيد زيرا كه هشتم خانهء حوت است و زحل آنجا به برودت و يبوست خويش همه قوّتها را ساكن كند و جنين بميرد ، و در ماه نهم نوبت مشترى باز رسيده باشد و اثرهاى جنين و حركتهاى اختيارى پديدار آمده ، و نهم خانه سفر بحوت است لابدّ بيرون آيد ، و از اجزاى بدن آنچه صلابت و امساك دارد اعضا و جوارح و آنچه سيال باشد اخلاط چهارگانه و آنچه به شكل بخارى در غايت لطافت و صفوت و شفافى از آن اخلاط چهارگانه برخيزد در همه اجزاى بدن سريان كند و روح حيوانى اوّل از دل ابتدا كند پس مجارىء دماغ را پر بوتر كند ، پس بمنافذ چشم و مسامع گوش و مسالك زبان و ديگر اعضا از سر تا قدم برسد ، و حواسّ ظاهر پنج است لمس و ذوق و شمّ و سمع و بصر و از اين جمله سه يعنى لمس و ذوق و شمّ در رحم حاصل آيد ، و دو يعنى سمع و بصر آن وقتى كه از رحم بدر آيد ، و حواسّ باطن نيز پنج است مشترك و مصوّره و مفكره و واهمه و حافظه ، و اينها پيش از آنكه كودك در اين عالم آيد بوقت خود هر يك به ترتيب و تدريج در مىپيوندد ، و نفس ناطقهء مميّزه همچنين ، و او باوّل از دماغ ابتدا كند و آنجا به اكثر باقى اجزا و اعضاى بدن برسد ، و حسّ مشترك كه در مقدّمهء قسمت پيشين است از بطن اوّل دماغ ، او را بسوى آن مشترك خوانند كه او را بهر حال راهىست و هر حاسّهء او را به او اشتراك